برای ارمان
آرمان برای تو می نویسم قلبم.
بعدا بخونش مامان.
آرمان من برای داشتنت ماه ها اشک ریختم، خدا رو التماس کردم، تمنا کردم، تمام وجودم و گذاشتم پیشش که تو برام بمونی مامان
تو برای من موندی، تو برای قلب و دل من بین بودن و نبودن جنگیدی و موندی.
من شب تا صبح از خدا خواستم که بمونی برام و تو موندی، از خدا می خوام هرچی از دنیا می خوای بهت بده.
اما ارمان دلمم پر درده، تو گوشت می گم مامان
اون شبی که بهم گفتن کسی که سالها انتظار میکشه و لایق مادر شدن نبوده و به زور از خدا بچه گرفته، اونی که نازاست عزیز تره،
خواستم بگم ارمان اره تو برام عزیزی، تو همه وجودمی، تو همه چیزمی همه چیز. من برای داشتنت و بودنت همه کار می کنم مامان.
اصلا بهتر که دیر اومدی من هواسم بیشتر بهت هست که تو هدیه ی خوده خوده خدایی.
دوست دارم زندگیم تو هستی، تو نه سالته اما من پشتم به تو گرمه، به کوه.